م... مثل مهارت

خرید بک لینک
عصر ما عصر دیروز نیست. به جرات می توان گفت که انسان ها در گذشته، زندگی را با چنین شتابی تجربه نکرده اند، و آهنگ زندگی در گذشته با سرعت ملایم تری نواخته می شد. اما انسان عصر معاصر به دلایل مختلفی که مهم ترین آن سبک زندگی است، درگیرانواع و اقسام فشارها، تنش ها و اضطراب هایی شده است که از هر سو به او فشار می آورند. به گونه ای که او گاه خود را در مقابل تمامی این زنجیرهای فشار روانی درمانده و بی دفاع تصور می کند.

اگر چه هیچ گاه نمی توان انکار کرد که انسان ها در دوره های قبل نیز با انواع و اقسام فشارهای روانی دست و پنجه نرم می کرده اند. اما باید پذیرفت که به گستردگی عصر امروز نبوده است.اما آیا واقعاً برای انسان عصر امروز راه گریزی از گرداب این همه تنش وجود ندارد؟؟

آیا انسان امروز محکوم به پذیرفتن این مسئله است که می بایست در ازای بدست آوردن رفاه و تکنولوژی آرامش خود را تا ابد از دست رفته بداند؟؟؟

این حقیقت را نمی توان انکار کرد که انسان ها متعلق به هر دوره و زمانی که باشند، هر تجربه ای را که اندوخته باشند حتی بسیار متفاوت تر از نسل های گذشته و بعد از خود،همگی خواهان یک زندگی سالم، بهینه و کارآمد هستند. همه انسان ها علاوه بر آسایش که مستلزم داشتن امکانات رفاهی و مادی است، جویای چیز دیگری هستند به نام آرامش که با داشتن آن بتوانند خود را به معنای واقعی زندگی نزدیک تر کنند.اما رسیدن به آرامش میسر نخواهد شد مگر آنکه هر فردی نسبت به شیوه های صحیح دسترسی به آن وقوف داشته باشد. بنابراین رسیدن به آرامش در دوران معاصر حلقه گمشده ای نیست که ادعا کنیم دستمان به دامانش نمی رسد.

اگر چه انسان امروز به دلایل مختلفی همانند سبک زندگی، تغییر در نیازها و تغییرات عمیق فرهنگی و اجتماعی فشارهای بیشماری را تجربه می کند، اما به هیچ وجه در مقابل تمامی این عوامل بی دفاع رها نشده است. چرا که آنها می توانند با به کارگیری قوه تعقل خود و همچنین مجهز شدن به وسایلی در مواجهه با مسایل مختلف زندگی به گونه ای موثر و سازگارانه پاسخگو باشند. بنابراین در اینجا لازم است اشاره کنیم که می بایست بین دو واژه زندگی کردن و زنده بودن تفاوت قایل شویم. بسیاری از انسان ها به معنای واقعی کلمه زندگی می کنند و خود را برای رویارویی با اتفاقات خوشایند و ناخوشایند در مسیر زندگی آماده کرده اند و با کمک مهارت های زندگی خود را در برابر بسیاری از مسایل واکسینه کرده اند.

اگر والدین نسبت به هیجان های خود شناخت دقیقی کسب کنند و سعی کنند در مرحله اول به خودآگاهی هیجانی برسند و بعد از آن با شیوه های صحیح، خشم خود را مدیریت کنند مسلماً کودک نیز در برخورد با مسایل و هیجان های خود روش هایی را انتخاب می کند که کمترین آسیب را به خود و دیگران به همراه داشته باشد

اما تعدادی از انسان ها نیز تنها زنده اند و به طور کلی با زندگی کردن بر طبق اصول و مهارت کافی بیگانه اند. این دسته همان افرادی را تشکیل می دهند که در موقعیت های مختلف زندگی بی گدار به آب می زنند.این افراد معمولاً شناخت ضعیف و یا ناقصی از نقاط قوت و ضعف خود، توانایی ها و استعدادهای خود دارند و به طور کلی با خودشان بیگانه اند. و به همین جهت بسیاری از توانایی های آنها در اثر شناخت معیوب از خودشان ناشناخته باقی می مانند و استعدادهای فراوانشان راکد و بی مصرف گذاشته می شوند. و از طرفی ازآنجایی که هر کدام از ما در طول زندگی خود با چالش ها و مسایل گوناگونی برخورد خواهیم کرد، که حل منطقی و سالم آن مسایل ایجاب می کند که ما مجهز به مهارت هایی در آن زمینه باشیم، اما متاسفانه این دسته از افراد فاقد توانایی لازم می باشند و از حل مسایل زندگی عاجز اند و حتی این دسته از افراد در تعریف مشکل نیز مشکل دارند. همین مورد می تواند آنها را برای بیماری های جسمی و روحی فراوانی آماده کند.

بنابراین باید چنین گفت که هر فردی می بایست در مسیر زندگی خود نقشه یا راهنمایی داشته باشد تا هم بتواند مسیر را به درستی انتخاب کند و هم در برخورد با چالش ها و مسایل پیش آمده با استفاده از مهارت هایی که دارد به گونه ای منطقی، سالم و سازگارانه پاسخ دهد.مهارت های زندگی همان نقشه های ما در مسیر زندگی هستند. اگر چه تعداد بیشماری از افراد در سنین بزرگسالی آموزش این مهارت ها را آغاز می کنند ، اما بهتر است این مهارت ها از همان سنین کودکی در کودکانمان نهادینه شود. چرا که این امر می تواند از بروز بسیاری از آسیب های جسمی- روانی و اجتماعی که در اثر فقدان این مهارت ها آشکار می شوند جلوگیری کند. به طور مثال اگر والدین خانواده در برخورد با مسایلی که منجر به عصبانیت آنها می شود توانایی کنترل و مدیریت صحیح خشم را نیاموخته باشد و خشم خود را با رفتارهای پرخاشگرانه(کتک زدن، تحقیر کردن وو) ابراز کنند، فرزند این خانواده نیز نمی تواند مهارت تنظیم هیجان را فرابگیرد و در موقعیت مشابه او نیز همین گونه رفتار خواهد کرد.

اما اگر والدین نسبت به هیجان های خود شناخت دقیقی کسب کنند و سعی کنند در مرحله اول به خودآگاهی هیجانی برسند و بعد از آن با شیوه های صحیح، خشم خود را مدیریت کنند مسلماً کودک نیز در برخورد با مسایل و هیجان های خود روش هایی را انتخاب می کند که کمترین آسیب را به خود و دیگران به همراه داشته باشد.

بنابراین مهارت های زندگی پیشگیری در سطح اولیه را شامل می شود که با آموزش به موقع و کاربرد عملی آن در زندگی می توانیم از بروز بسیاری از آسیب های جسمی- روحی و اجتماعی پیشگیری کنیم.

مقاله ای درمورد تفاوت اخلاق و ادب...

ما را در سایت مقاله ای درمورد تفاوت اخلاق و ادب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:33

صفحه بندی